تبلیغات
تجربیات مفید و طلایی - یادگیری مسائل مهم و در اصل بزرگ - تجربیات طلایی 20 (تجربه,تجربیات مفید,یادگیری,بهبود بخشیدن به زندگی,توجه به بنزین و قیرگونی کردن,حمام رفتن,عینک خریدن)
 
تجربیات مفید و طلایی - یادگیری مسائل مهم و در اصل بزرگ
پرسیدن عیب نیست...ندانستن عیب است
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

اولین بار وارد یه جایی میشید...
مثلا یه رستوران با کلاس...
میخوای چیکار کنی؟! وای بلد نیستی غذا سفارش بدی ... جلوی دوستات ضایع میشی
وقتی بلد نیستی باید چیکار کنی؟
اینجا واسه خاطر همینه
کلا یادمیگیریم فرهنگ هر جایی رو ...ارتباط با اصناف رو ... تا بلد نبودنمون دلیل بر این نشه که از اون مکانها استفاده نکنیم
================
راستی میگن خودتو معرفی کن یه چیزی از خودت بگو.آقا چشم من بهزادم 21 سال دارم یه دانشجوی موفق که وبلاگی زده تا توش تجربیات همه رو یه جا جمع کنه و با همه به اشتراک بذاره و دربست چاکر رفقا هستیم:دی




راستی درمورد تبلیغات . دیدنشون هیچ ضرری براتون نداره.بهترین فایدش اینه که با هر محصولی آشنا میشید . فردا پس فردا بهتون گفتن فلان چیز، یادتون بیاد کدوم چیز
:دی



مدیر وبلاگ : blue
نویسندگان

یادمون باشه تا حرفی رو نزدیم می تونیم در موردش فکر کنیم که بگیم یا نه و اینکه عاقبتش چی می شه!!!!!!!اما امان از وقتی که گفتیم

تو ارباب سخنانی هستی که نگفته‌ای،ولی حرفهایی که زده‌ای ارباب تو هستند.


بنزین
1.ما قرار بود که پشب بوم خونمون رو قیر قونی کنیم.رفتیم از همسایمون گاز گرفتیم که قیرها رو آب کنیم .بعد از اینکه کارمون تموم شد مقداری قیر روی گاز ریخته بود و هیچ جور هم پاک نمیشد.شوهر عمم گفت خوب میشه با بنزین پاکش کرد یعنی بنزین رو بریزیم رو گاز بعد آتیش بزنیم تا قیرها آب بشه.باورتون نمیشه این کار رو کردیم و قسمتهایی از قیر پاک شد و و قتی که پدرم میخواست دوباره بنزین رو بریزه اونم از فاصله 1 متری دستاش آتیش گرفت.خلاصه اینکه خدا بهش رحم کن
اینو بگم که مواظب بنزین باشید بد جوری ادم رو غافلگیر میکنه


وقتی به کسی میگیم که "بهت زنگ میزنم" ، اینم بگیم که کی و چه موقع ...

وقتی به کسی می گیم بهت زنگ می زنم: این جمله یعنی اینکه؛ اولین فرصت که تونستم بهت زنگ خواهد زد نه اینکه بری سه روز دیگه طرف مقابل خودش زنگ بزنه بگه من هنوز منتظرما پس چی شد؟ ماهم بگیم .آره خواستم بزنگم ولی دیر شد،رفتم یه شام خوردم یه دوش گرفتم و ....... نشد دیگه!!!!! حالا خب که چی؟.دقت کنیم که دوستانمون رومون حساب باز میکنن 


تجربه در مورد خرید عینک طبی:
- اگه دکتر تشخیص داد که چشماتون ضعیفه و باید عینک بزنید، شک نکنید که یکی از حساس ترین چیزهایی که می خرید چون خیلی وقتا باید بزنیدش و کم کم جزئی از قیافه ی شما میشه...
- اون عینکی رو بخرید که خوتون می پسندین، اگه فروشنده روی چند تا عینک خاص اسرار داشت و میگفت اینا خیلی بهتون میاد به حرفش گوش نکنید چون برای اون شما مهم نیستید، عینک هایی رو میگه که رو دستش مونده.... (حتی اگر فروشنده یک دختر جوان بود...)
- فریم عینک و عدسی ها رو مناسب با سن و سالتون انتخاب کنید...
- و در پایان یک عینک با کلاس بگیرید تا کسی بهتون نگه چهارچشم، به جاش بگه آقای مهندس...


  در مورد حموم رفتن و نظافت کردن 

در نظافت (حمام رفتن، اصلاح موی سر و صورت و...) تاخیر نکنید، چون اگه از وقتش بگذره نسبت به انجامش بی میل میشین..








نوع مطلب : تجربیات طلایی، 
برچسب ها : بهبود، بخشیدن، به، زندگی، قیر، گونی، کردن، خرید، عینک، طرز، بهت، زنگ، میزنم،
لینک های مرتبط :
جمعه 6 دی 1392 08:00 ب.ظ
یکی از تجربیات خودمو میگم ... رفتم کفش بگیرم رو حساب اینکه بعد از یک مدت کوتاه کفش جا باز میکنه ترسیدم واسه پام شل بشه موقع راه رفتن اذیت کنه ( دخدرا میدونن چی میگم ) کیپ پام گرفتم ... عاغا جا باز نکرد یکی دو روز پوشیدم دیدم اذیت میکنه کفش خوشگلمو گذاشتم کنار دقت کنید موقع خرید اندازه باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :